پنجشنبه ۲۱ دی ۰۲ ۰۹:۴۶
دست اندرکاران قضیهساز به معنای رفتارها یا قوانینی می متخصص قلب باشند که احتمال ابتلای به یک بیماری را افزایش میدهند. عامل ها موردساز بروز خطاها قلبیعروقی را میاقتدار از دو طریقه نظارت کرد. نگرش اولیه به تحقیق کارداران موردساز موروثی و اکتسابی میپردازد. درین در بین کارداران خطر موروثی قابل تغییر نیستند، ولی با این اکنون با تغییر شیوه زندگی و حفظهای بهداشتیدرمانی میاقتدار از میزان تاثیر این کارداران کم کرد. کارداران موضوعساز اکتسابی به نوع فعالیتها و رفتارهایی که اشخاص در زندگی خویش اعمال میدهند اشاره دارا هستند. این دست اندرکاران با تغییر شیوه زندگی و حفظ پزشکی قابل حذف یا کنترل می باشند. بینش دوم کارداران موردساز بیماری را از جنبه قابل اصلاح و غیرقابل اصلاح بودن نظارت مینماید. برای مثال عامل ها مسئلهساز غیرقابل اصلاح در امر با بیماریهای قلبی عروقی میقدرت به وجود سوابق خانوادگی در موضوع بیماریهای قلبی عروقی، وجود سوابق خانوادگی در مورد بیماری فشار خون، دیابت نوع 2، نقصهای چربی خون مشتمل بر LDL بالا و HDL زیر و ارتقاء سن اشاره نمود (سموات و همیاران، 1391؛ کولانتونیو و همیاران، 2016؛ باناچ و همیاران، 2016). در مسئله رابطه در بین ارتقاء سن و ایرادات قلبیعروقی حاصل نشانه میدهند با ارتقا سن و به ویژه پس از 75 سالگی تغییرات عمدهای در کارایی ارگانهای تن به وقوع میپیوندد (نورت، 2012). این تغییرات سبب مشقت، ارتقا ضخامت و تنگی عروق میشوند (دلیری و ذاکریمقدم، 1395). به عنوان مثال کارداران مسئلهساز قابل اصلاح نیز میاقتدار به استعمال دخانیات، مصرف قرصهای پیشگیری از بارداری، اضافه وزن و چاقی، فشار خون بالا و دیابت، استرس، عدم عمل بدنی کافی و تغذیه نامناسب اشاره نمود (سموات و همیاران، 1391؛ گو و همیاران، 2014؛ شافلت و مرز، 2009؛ استوارت، 2017). در مورد رابطه عامل ها موضوعساز قابل اصلاح با بیماریهای قلبی عروقی معلوم گردیده است مصرف دخانیات خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر را تا 80 درصد ارتقاء میدهد (آمبروز و باروا، 2004). همینطور چاقی از عامل ها بسیار اساسی بیماریهای قلبی عروقی میباشد که با یکسری دلیل خطر اساسی مثلا دیابت نوع 2، ارتقاء فشار و چربی خون رابطه دارااست. چاقی خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب را 25 تا 50 درصد ارتقاء میدهد (کپول و همیاران، 2009). نتیجه ها آرم دادهاند شایعترین ادله خطر بیماریهای قلبی عروقی در کشور ایران استرس روزمره (75/71 درصد) و آن گاه عدم کار فیزیکی (75/62 درصد) میباشند (رضابیگی و همیاران، 1395). همینطور حاصل نشانه دادهاند خصوصیت شخصیتی نوروزگرایی و مدل تقابل اجتنابی نیز میتوانند با ارتقا ترازو این بیماریها همپا باشند (خانجانی، فاروقی و یعقوبی، 1389). قابل ذکر میباشد هر یکسری وجود یک یا این که یک سری برهان قضیهساز در یک شخص لزوماً به معنای ابتلا به بیماری قلبیعروقی وجود ندارد و همینطور در دست گرفتن یک استدلال خطر به معنای عدم ابتلای بدین بیماریها نمیباشد، البته در دست گرفتن دست اندرکاران موضوعساز میتواند خطر بیماری را به دست کم برساند و سرعت گسترش بیماری و عوارض آن را در دست گرفتن نماید (چیوو، 2008؛ جاستین تورک و حاکیم، 2013).
- ۲۲ بازديد
- ۰ نظر